جنگ ۱۲ روزه "ایران" به نیابت از "جهان" علیه "جهانخواران" (هرکز چنین رسوا نشده بودند)
نشست "معنویت، بدون "مقاومت" به فنا می رود" - ۱۴۰۴
بسم الله الرحمن الرحیم
همانطور که شیوههای جنگ و ترور را دیدید و این ایام تغییرات اساسی کرده است با جنگها و ترورهای دهه شصت، در حوزه تبلیغات و فرهنگ عمومی هم تحولات بزرگی اتفاق افتاده است. ما اگر به سبک دهه شصت و هفتاد بخواهیم بجنگیم یا میخواستیم به آن سبک بجنگیم، از بین رفته بودیم. در بخشهای عملیاتی و اینها آن نیروهایی که آن برادرهایی که مسئول این کار بودند و بعضی از بزرگان آنها هم شهید شدند، اگر پا به پای زمانه و دشمن جلو نیامده بودند، آمریکا و اسرائیل آتشبس نمیدادند. یعنی اهل آتشبس نبودند. اینها آمده بودند که براندازی کنند. در هر کشوری در دنیا این کار میشد، حتما براندازی شده بود. اینها جلسه شورای امنیت و سران قوا را هم زدند. فرماندهان سپاه را هم زدند. رده یک کشور را یا زدند یا خواستند بزنند. این فقط در صورتی معنا دارد که بخواهند براندازی کنند ولی خب شکست خوردند.
در حوزه عملیات خوب عمل کردند و دشمن به زانو در آمد. شما در مصاف با پیچیدهترین و مجهزترین دستگاه اطلاعاتی تاریخ هستید. فرعونها، قارونها، تمام جبههای که با انبیاء درافتاد، هیچ وقت به اندازه امروز هیچکدام از آنها نه مجهز بودند، نه آموزش دیده. اینها قله اقتدار مادی جبهه استکبار در طول تاریخ هستند. یعنی فرعون و قارون، هیچکدام به اندازه اینها که نه اسلحههای اینها را داشتند، نه رسانههای اینها، نه ابزار اطلاعاتی و ابزار ترور. با آنها درگیر هستید و بنابراین اگر جایی هم ضربه میخوریم، قابل پیشبینی است. در طول تاریخ هیچ وقت اینطور نبوده است که دو طرف بتوانند مثلا از هزار کیلومتر، دو هزار کیلومتر آن طرفتر، یکدیگر را بزنند یا ریزپرنده بفرستند، بیاید در اتاق، پشت میز کار بزند. اینها که قبلا نبوده است. همه موبایل دارند و همه هم میدانیم از ده جا دارد شنود میشود. بنابراین قابل پیشبینی است که ما در این قضایا ضرباتی بخوریم، چنانکه این طرف هم ضرباتی زدند. شما دیدید وزیر اسرائیل جاسوس ایران در آمد، او را گرفتند و ردههای بالا، پایین، افسران، الان همانطور که هر روز اینجا از آنها جاسوس میگیرند، آنجا هم برای ما جاسوس میگیرند. بنابراین بزرگترین جنگ شاید اطلاعاتی و جاسوسی و ضد جاسوسی شاید تاریخ در جریان است.
اهمیت اصل قضیه هم از صدر اسلام این مسئله بود. شما ببینید پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) که استاد و آموزگار بزرگ معنویت و رابط خدا و بشر است، لطافت معنوی و اخلاقی دارد در عین حال ایشان یک فرمانده درجه یک در عرصه جنگ از جمله مسائل اطلاعاتی بودند تا رسیدند نزدیک دروازههای مکه هیچ کس نفهمید. خیلی مهم است. از مدینه تا مکه تقریبا پیاده چقدر راه است؟ پنج- شش روز راه است حدود پانصد کیلومتر. ده هزار نیرو بیایند و تا ده کیلومتری مکه رسیدند، دشمن نفهمید. این فرماندهی پیامبر اکرم به لحاظ اطلاعاتی است.
نقل شده است که حتی خانواده ایشان تا آن روزی که حرکت کردند نمیدانستند که ایشان دارند میروند. ایشان لباس رزم پوشیدند و به همسرشان گفتند به هیچ کس، حتی به نزدیکترین شخص، به فامیلت، به همسایه، به هیچ کس مطلقا چیزی نگویید که من از مکه خارج شدم. ایشان فرمود تمام راههای ورود و خروج مدینه را از شب قبل ببندید. هر کسی وارد مدینه میشود، دیگر نگذارید بیرون برود. هیچ کس هم اجازه ندادید از مدینه برود. یعنی اینجور کل راهها و راههای اصلی، فرعی را ببندند. بعد یکی دو تا گروه رزمی را به دو سه جای بیربط فرستادند! یعنی عملیات فریب. یک گروه را فرستادند با فرماندهی ابوقَتاده به یک منطقهای، جلوی همه که ببینند که بگویند بله، یک نیرویی ما هم دیدیم مکه رفت ولی داشت به آن سمت میرفت. یک نیروی دیگر یک دو سه ساعت بعد با فرماندهی یکی دیگر به یک سمت دیگر. ولی مردم مدینه به جز آنها که از خانوادهشان کسی میرفت، جوری پیامبر مدیریت کرد که مردم مدینه غالبا نفهمیدند که یک سپاه حرکت کرد برای فتح مکه رفت. اینها خیلی مهم است. از دو روز قبل پیامبر اکرم هیاتها، گروههایی را فرستاده بود، تیمهایی را که مسیر را بروند هم کمین بگذارند، هم پاکسازی کنند و هر کسی، یا هر جا افرادی را میبینند که احتمال میدهند با مکه ارتباط دارند اینها را بازداشت کنند. آنها را اذیت نک نند ولی توقیف کنند. مسیر را پاک کنند. ده هزار نیرو به ده دوازده کیلومتری مکه رسیدند. مرالظهران پشت دروازههای امن مکه. هیچ کس نفهمید. تازه آنجا فهمیدند! و انواع و اقسام جنگهای روانی بود. مثلا شب قبل که دیگر آنها فهمیده بودند، عمدا برنامهای چیدند که ابوسفیان و عباس عمویشان و اینها آمدند بالا به حساب نگاه کنند، پیامبر فرمودند هر کدام از شما به جای این که یک حلقه آتش درست میکنید، چند تا درست کنید که از بیرون از دور که آنها شب میبینند ، شما را چندین برابر ببینند. آن زمانی که قبل از فتح مکه رفتند، یک بار برای حج اجازه گرفتند و بعد از حدیبیه و اینها فرموده بودند به مسلمانها که آن عدهای که دارند میروند آنجا آنهایی که پیر هستند، موها و ریش آنها را رنگ کنند و آنهایی که هیکلی هستند، هیکلهای زیبای اندام هستند، اینها لباس احرام را زیر بیندازند که این شانهها و بازوهای آنها دیده شود. یعنی شما ببینید تا چه جزئیات را در نظر میگرفتند. کسی که تمام بحث او نصرت الهی و ایمان به غیب و برای خداست در عین حال این مباحث را با دقت ملاحظه میکنند و نقل شده است میخواستند عملیات بروند، افرادی را که بین خودشان ضعیفالایمان بودند یا ضعیفالعقل یا ضعیفالنفس، و کسانی که احتمال میدادند اینها ارتباط دارند، میفرمودند اینها را مثلا یکی دو نفر، خانه اینها را تحت کنترل و تحت مراقبت شدید بگیرند ببینند کجا میروند، با کی میروند. حضرت رضا(ع) میفرمودند پیامبر وقتی یک نیرویی میفرستاد برای یک ماموریت، یکی دو نفر هم مخفیانه بازرس داخل آنها بودند که نظارت میکردند. «کان رسول الله (صلی الله علیه و آله) إذا بعث جیشا» «أمیرا» فرماندهی برای آنها میگذاشت. «بعث معه من ثقاته من یتجسس له» «خبرا» دو تا نیروی اطلاعاتی هم که خود آن دو تا هم یکدیگر را نمیشناختند. باید میرفتند که سریع گزارش کنند که این رهبر چهجوری فرماندهی میکند. این نیروی عملیاتی دارد درست عمل میکند، نمیرود، فلان. یعنی تا این حد دقت در این مسائل بود، یعنی یک سیستم حفاظت- اطلاعات خیلی قوی که یک تشکیلات پولادین که ضرباتی بزنند و نخورند. سیستم حفاظت اطلاعات داشتند. در دوران امیرالمومنین هم همینطور است. در دوران ائمه دیگر هم که حکومت ندارند، تحت تعقیب حکومتها هستند، همینطور است. مثلا حضرت رضا (ع) میخواهند یک خانه در مدینه بگیرند، به آن شخصی که خانه را میخواهد بخرد، میفرمایند حتما دو تا در، در دو تا کوچه داشته باشد. یک در، در یک کوچه، یک در، در کوچه دیگر، که اگر لازم شد تحت تعقیب بودند، بروند یا میخواهند مخفیانه بروند جایی و بیایند. بعد میگویند اینها سیاسی نیستند، اینها مجاهد هستند، از سیاسی آنطرفتر هستند. یک وقت یکی گفت اهل بیت را سیاسی نکنید؟ گفتم تنها مذهبی که همه رهبران آن را کشتند، ما هستیم. شیعه است. یک نفر از ائمه ما عمر طبیعی نکرده، همه را کشتند. چون همه آنها سیاسی بودند، با قدرت درگیر بودند. «ما منا الا مسموم او مقتول» همه ما را میکشند، خواهند کشت. ما هیچکدام سر سالم به گور نمیبریم.
خلاصه آموزش مسائل اطلاعاتی؛ نیروهایی که دارد کار میکنند بخشی از آنها واقعا خیلی قوی و خوب دارند کار میکنند. این که دشمن هنوز نمیداند این پایگاههای موشکی ما کجاست. این که بسیاری از شبکه همین حزبالله و حماس و اینها تا الان هنوز دارند مبارزه میکنند، زیر سنگینترین فشارهای جنگی تاریخ و پیچیدهترین دستگاه اطلاعاتی دنیا که برای همین آمریکا و اسرائیل و انگلیس و اینها است، اینها همه با هم در جبهه دارند میجنگند. البته یک سد قوی جلوی آنها ساخته شده است و اطلاعات قوی از آنها به دست آمد. اگر در عرصه حرف زدن با افکار عمومی همینطوری مثل لاکپشت حرکت کنیم، قافیه را باختهایم. نوادگان ما آن وقت حرفهای ما را نمیفهمند. بزرگترین جنگ روانی و جنگ رسانهای تاریخ بشر الان در جریان است. چون هیچ وقت این رسانهها اینجوری نبود. تا 30 سال پیش هم اینجوری نبود. یک زمانی میگفتند مثلا جلوی ماهواره و فلان را بگیریم ولی دیگر تمام شد. در موبایلت همین الان دویست سیصد شبکه ماهوارهای میتوانی بگیری. صدها هزار سایت از هزاران فرقه و مذهب و دین و بیدینی. میلیونها صفحه مطلب با صد زبان.
الان من اتفاقا معتقدم هر چه فضای رسانهای بینالمللیتر بشود، موانع کمتر بشود، اینجا کار سختتر میشود. و هر کشوری در دستگاه ملی خودش State Nation اما داریم به آن سمتی میرویم که بشود کل حرف تو را کل دنیا بشنوند. همین اینترنت اگر نبود، پانصد تا دانشگاه آمریکا بهم نمیریخت. علیه اسرائیل به نفع فلسطین شعار بدهند. چون همیشه این گزارش رسمی امپریالیسم رسانهای اینها صهیونیستها را میدادند، همه همینجوری بودند. نسل قبلیشان طرفدار اسرائیل بودند. الان بچههای همانها، نوادگان آنها، به اصطلاح نسل Z در آمریکا و اروپا اکثر آنها طرفدار فلسطین هستند. برعکس ننه باباهایشان! و طرفدار ایران هستند. اینها خیلی مهم است. هم تهدیدهای بزرگی، هم فرصتهای بزرگی است؛ این دیگه بستگی به عرضه ما دارد. یعنی این که بنشینیم و با پول نفت حقوق بگیریم و بگوییم ما آن کاری که به ما گفتند انجام دادیم، دوره اینها گذشت. یک مدت دیگر هم پول نفت تمام بشود، دیگر همه باید پی کارشان بروند. چون الان چهار میلیون آدم حقوقبگیر کارمند داریم. در کشور به نظرم هیچ جای دنیا مثل ما اینقدر کارمند نیستند. همه ما با خانوادههایمان، تقریبا 25- 30 میلیون. یعنی یک بین یک سوم تا یک چهارم ملت ایران حقوقبگیر دولت هستند. یک چهارم ملت ایران حقوقبگیر هستند. اصلا نمیدانم آیا جای دیگری در دنیا اینجوری هست یا نیست. همانطور چارت تشکیلاتی، ساختمان، بروید. هر کسی هم نشسته است! امکان انتخاب داشته باشد، اصلا آیا تو را انتخاب میکنند؟ میآیند حرفهای تو را گوش کنند؟ حرفهای من را میآیند گوش میکنند؟ حرف شما را گوش میکنند؟ خب اینها سوالاتی است که باید به آن پرداخت. چون جنگ رسانهای را نتوانستیم درست پیش ببریم، ضربه خوردیم. اگر به موقع، قوی و درست و تمیز، حرف بزنیم از این جبهه به آن جبهه یا از آن جبهه به این طرف میآیند. این هم نکته دوم.
و اما جنگ دوازده روزه آن هم بین ایران و اسرائیل نبود. این بزرگترین مصاف قرن حاضر است. به لحاظ تعیینکنندگی، فیصلهبخشی. پیروز این نبرد تا دویست سال آینده پیروز دنیاست و شکستخورده آن، حداقل تا دویست سال دیگر نمیتواند سر بلند کند. این خیلی نبرد مهمی است.
ببینید اینها در این چهل و چند سال، دو- سه بار علیه ما در منطقه جنگ راه انداختند. همهاش نیابتی بود، آدمهایشان را جلو میفرستادند. صدام، عراقیها را میفرستادند، ملتهای منطقه را، بعد تکفیریها و فلان. اینجا مجبور شدند خودشان جلو بیایند. این اولین بار است که خودشان آمدند و این به نظر من یک پیروزی برای ما بزرگی است که دیگر مردم منطقه را جلو نفرست که خودمان یکدیگر را بزنیم. سرباز صفرات همین کشورهای مسلمان باشند. این دفعه خودت باید بیایی. و ما هم مستقیم خودت را میزنیم. این خیلی مهم است. این پیروزی بزرگی بود. و این که دنیا دید که آنها جنگ را شروع کردند و آنها هم جنگ را فعلا تمام کردند. یعنی اینقدر محکم توی دهن خوردند که خودشان کنار کشیدند. اینها باور نمیکردند این کارها را در این دوازده روز این ضربهها را بخورند وگرنه شاید اصلا شروع نمیکردند. یعنی همه دنیا دید اینها شکست خوردند. در این مقطع شکست خوردند. همه دارند الآن این را میگویند.
لذا این جفنگیاتی هم که ترامپ میگوید و همه جای دنیا مسخرهاش میکنند. الان همین حرفهایی که ترامپ زد، تناقضهایش در همین یکی دو ماه، غیر از قبل، یعنی اصلا همه میگویند این روانی است. اینها رئیس جمهور آمریکا. آن قبلیاش که اصلا با در و دیوار حرف میزد. خله کامل. دست میداد. این یکی هم که از او باز روانیتر است. اصلا آمریکا کارش به کجا رسیده است؟ رقابت بین دو تا خل است. هر جای دنیا، ولو یک کشور کوچک، شاهش یا رئیس جمهوریش مثل این دو تا بود، همه دنیا به ریش آنها میخندیدند. منتهی اینجا چون آمریکا است، میگویند حتما یک حکمتی است! یک حکمتی هست که این احمقها بعضی از تناقضات سگ زرد، ظرف چند هفته امروز صبح یک چیز میگوید، عصر یک چیز میگوید. این یعنی یا جنون و دیوانگی شخصی است یا کلا جنون سیاست خارجی شما است. صبح میگوید ما با ایران صحبت نمیکنیم، هیچ پیشنهادی هم نداریم. عصر میگوید که ما توپ در زمین ایران است ما منتظریم آنها قبول کنند، بگویند بیاییم با هم مذاکره کنیم و میگوید من فکر میکنم ما حتما با ایران توافق میکنیم. ایران خیلی دلش میخواهد ما با آن توافق کنیم، ما هم میخواهیم. توافق میکنیم و ما در تماس مداوم با ایران هستیم. صبح گفته ما ارتباطی نداریم. عصر میگوید ما در تماس مداوم با ایران هستیم! اول میگوید هیچ مذاکره، بعد میگوید که تا دو هفته دیگر قرار است مذاکره بشود. هر دویش را در یک روز میگوید.
میگوید تاسیسات هستهای ایران بطور کامل نابود شد. بعد باز دیروز گفت که ما تاسیسات ایران را نابود میکنیم. میگوید بیا مذاکره، باز میگوید نه دیگه، از بین رفت. یکی گفت خب اگر کامل از بین رفته، دیگر مذاکره برای چه؟ تمام شده است دیگه. میگوید نهاد اطلاعاتی پنتاگون اعلام کرد، ضربهای که به هستهای، سه- چهار جا زدند، صدمات و خساراتی زده است اما از بین نرفته است. صبح که این گفت همه چیز از بین رفته است، فردایش گفت که ما دوباره حمله میکنیم، نابودش میکنیم. یک بار گفت ایران بمباران شده، ما هر چه بخواهیم از ایران میگیریم. ایران تسلیم شده است! تحریمها بسیار سنگین است و الان دیگر ایران نفس نمیتواند بکشد. ما با ایران توافق نمیکنیم. دو روز گذشته است، میگوید که ایران کشور مهمی است. مردم ایران مردم خیلی خوبی هستند، خیلی زرنگ هستند. ما با ایران آماده توافق هستیم. اصلا این خودشان را بیشتر گیج میکنند تا ما را. البته یک عدهای ما اینجا داریم که هر دو تا حرفهای ترامپ را گوش میکنند، میگویند هر دویش درست است! میگوید شما را زدیم، میگوید درست است! میگوید نه نزدیم، میزنیم، میگوید درست است! ما مذاکره نمیکنیم، درست است! مذاکره میکنیم، درست است! یک مشت آدم اینجوری هنوز داریم. از اول انقلاب بودهاند، الان هم هستند. تا آخر هم احتمالا این تیپها خواهند بود.
اول آمده است برجام را پاره کرده است. برجام عملا چیزی برای ما نداشت. برای غرب داشت. همه چیز را پیش پیش تعطیل کردند و او به تعهداتش عمل نکرد. با وجود این، او آمد پاره کرد. بعد آمد گفت مذاکره. خب حالا این مذاکره بشود، دوباره این را پاره میکنی که!. گفتند خیلی خب. برویم مذاکره. وسط مذاکره بمباران میکند. ترور میکند. بعد همان لحظه هم میگوید بیایید مذاکره. این خیلی جالب است مثل این که شما بنشینی با کسی پشت میز، داری صحبت میکنی. بعد یک مرتبه توی گوش تو میزند، همان لحظه دوباره میگوید بیا صحبت کنیم! خب معلوم است منظورش از مذاکره چیست. اول میخواست بیاید، گفت این قبلیها جنگ چند جا راه انداختند. من میآیم همه جنگها را تبدیل به صلح میکنم. آمد جنگها را بیشتر کرد. هم وحشیتر، خشنتر و هم تعداد جنگها بیشتر. گفت ما برای صلح در خاورمیانه و برای کاهش تنش میآییم. اظهار همدردی با مردم ایران. پیامهای محرمانه، نامه مودبانه به رهبری نوشته است. نامه را من که ندیدم ولی شنیدم خیلی مودبانه، اصلا به او نمیآمد اینجوری حرف بزند. با تربیت شده بود، که بیایید صحبت کنیم، به او جواب کتبی ندادند. گفت ما نمیخواهیم رژیم ایران را تغییر بدهیم. یک بار گفت این رژیم دارد سقوط میکند. ساقطش میکنیم. دعوت به گفتوگو. هم اصل موجودیت طرف را هدف قرار دادن، فرماندهان سپاه را که ترور کردند، یعنی ما هم بودیم با اسرائیل، همه با هم بودیم. خواستند ترور کنند. ما با اینها طرف هستیم. یک چنین سیستمی و یک چنینآدمی تعیینکننده وضعیت دنیا است، ما با چنین آدمی طرف هستیم. پایبند به قراردادهای خودشان نیستند.
از مردم تعریف کردند، علیه آنها عمل کردند. حالا موارد متعددی است که سر این حملههایی که شد به عینالاسد، یادتان است اول آمد گفت که هیچ کاری نشده است. یک کمی سر درد گرفتند. بعد گفتند چی، چی. این اواخر یک آماری آمد که در همان عینالاسد هم تعداد زیادی از آنها کشته و معلول شدهاند. توی العدیده این دفعه آمد گفت که دروغ. ایران گفته است که چه ساعتی بزنم؟ کجا را بزنم؟ چهکار کنم؟ اول هماهنگ کرد بعد گفتم خیلی خب بزن. بعد ۱۴ تا زدند. ۱۳ تای آن توی بیابان خورده. یکی از آنها خورده. او هم یک جایی توی خاکها و اینها خورده است. بعد عکسهای ماهوارهای را نشان دادند. حداقل یک عکسش نشان میدهد دو تا از بزرگترین آن که کل منطقه نیمکره را پوشش میدهد، کلا سوخته، از بین رفته است. پنتاگون یک چیز میگوید، کاخ سفید یک چیز میگوید. میگوید دو هفته فرصت میدهیم حمله میکنیم. بعد میگوید که ما اصلا نمیخواهیم حمله کنیم. دنبال تغییر رژیم هستیم. دنبال تغییر رژیم نیستیم. اسرائیل ضربه بسیار سنگینی از ایران خورد. اسرائیل ضربه جدی از ایران نخورد.
و جالب است به شما بگویم، دنیا مقایسه میکند رهبران دو طرف را. که این طرف با منطق، با اقتدار، مردمی، شجاع، آرام، صادق در وعدهها و حرفها. مردانگی. و این طرف اینجور، وحشی. خود وزیر خارجه قبلی آمریکا (بلینکن) وقتی اینها حمله به تاسیسات هستهای ایران کردند گفت که همه ما میدانیم که ایران هیچ تصمیمی برای ساخت سلاح هستهای نگرفته است و هیچ اقدامی در جهت ساختن سلاح هستهای نکرده است. ما این را میدانیم. ولی حالا که حمله کرده است به هستهای ایران، از این به بعد ممکن است ایران یک چنین تصمیمی بگیرد. بنابراین میگوید ترامپ به اسم این که میخواهد جلوی هستهای شدن ایران را بگیرد، عملا برای ایران زمینه ایجاد کرد. که این کار بشود و بعد هم ترس مردم و ترس دنیا و ترس ایران از حمله آمریکا ریخت. چون تا حالا همهاش میگفتند آمریکا اگر حمله کند چهکار میشود؟ اسرائیل اگر حمله کند به ما چهکار میشود؟ خب حمله کرد. هر دویشان با تمام قوا آمدند. این میگوید اصلا اشتباه دوم این بود که ترس دنیا و ترس ایران از حمله آمریکا و اسرائیل ریخت. مثل این که این همه هی میگویند آی اگر این بیاید چهکار میشود؟ آی اگر این بیاید؟ بعد طرف آمده، یک سیلی زده، دو تا هم خورده. بعد رفته عقب، گفته است خیلی خب بس است. دیگر شما دفعه بعد که از آن نمیترسید. میگوید آمریکا بعد از این حمله ضعیفتر شد. هم دروغگو شدیم، وسط مذاکره ما جنگ راه انداختیم، هم به تاسیسات هستهای، بر خلاف قوانین، حمله کردیم. ایران به برجام پایبند بود. این را وزیر خارجه آمریکا (دشمن) دارد میگوید. ایران پایبند بود. همان موقع که میگوید اوباما داشت با ایران بحث مذاکره و برجام بود، همان موقع دستور صادر شده بود که مخصوص زدن فردو بمبهایی را منحصر بفرد در دنیا بسازند. یعنی همان موقع که داشتند برجام را با ما امضاء میکردند، دستور ساختن بمبهایی را مخصوص کجا و کجا صادر شده بود.
فرمانده ارتش آمریکا در منطقه، گفت – حتماً در خبرها دیدید- که 20 سال است روی این طرح عملیات علیه ایران، داریم کار میکنیم. بعد ترامپ گفت که رئیس جمهورهای قبلی میترسیدند این کار را بکنند ولی من دستور آن را دادم. خب حالا چه شد؟ الان چه شد؟ این بلینکن وزیر خارجه آمریکا میگوید که توانمندی آمریکا برای ضربه زدن به ایران بسیار کاهش پیدا کرد و ترس آنها از ما ریخت. دستور ساختن بمبهای ویژه سنگرشکن مخصوص ایران که در دنیا نظیر ندارد، فقط برای ما ساختند. میگوید این را اصلا اوباما دستور آن را داد. از همان موقع دستور آن صادر شده بود. دموکرات و جمهوریخواه و اینها نیست. زبان ادبیات آنها فرق میکند. خط یکی است.
ایران هرگز به مدل لیبی تن نخواهد داد. فکر نکنید هر چه فشار بیشتر کنید اینها مثل قذافی هستند و ول میکنند. ترامپ حرفهای خود را هی نقض میکند. همینکه یک نمونهای از آنها را الان عرض کردیم، یک کاری نکنیم دنیا دیگر ما را اصلا جدی نگیرد و هر چه میگوییم مسخره کند، بگوید بابا اینها جفنگ میگویند. یکی از روزنامههای آمریکا نوشته است: ما تا به حال هیچ سندی برای بمب هستهای در ایران پیدا نکردیم. میگوید بیشترین نظارت در تاریخ در مسائل هستهای تا الان روی ایران شده است و هیچ دلیلی ما برای این کار نداریم. فقط هی میگوییم حتما دارند این کار را میکنند. بعد یکی از ردهها، به این استناد میکند. این یعنی این به او استناد میکند. میگوید او گفته بود که خب ما که اگر بمب اتم بخواهیم بسازیم، میتوانیم بسازیم. اصلا اگر ساخته باشیم، شما از کجا میفهمید که ما ساختیم یا نساختیم؟ ما اگر بخواهیم بسازیم، مگر میآییم جلوی چشم شما میسازیم؟ مگر همین دو سه جا میشود ساخت؟ ما علم آن را داریم، تکنولوژی آن را داریم، آدم آن را هم داریم. هر چه میخواهی ترور کن، بمباران کن. ما خودمان به این عقیده نداریم.
انرژی هستهای امروز یک انقلاب صنعتی برای همه چیز است. انقلاب در کشاورزی. انقلاب در صنعت. انقلاب در پزشکی و بهداشت. انقلاب در انرژی. در محیط زیست. اصلاً در آینده بدون انرژی هستهای آنهایی که ندارند، بدبخت هستند. این سوختهای فسیلی و نفت و بنزین، اولا مدت زیادی ادامه پیدا نخواهد کرد. ثانیا هر چه جلوتر برویم، میدانیم که به منابعی میرسیم که کمکم غیر قابل استفاده است یا به استخراج و پالایش آن نمیارزد. و کنترل نفت هم در دنیا، و قیمت آن دست اینها است. کشورهای نفتی تحت اشغال اینها هستند. قیمت نفت را کنترل میکنند. بنابراین انرژی هستهای از نان شب واقعا واجبتر است. چون بعضیها میگویند خب اگر بمب اتم نمیخواهید، ولش کنید. ما بمب اتم نمیخواهیم. هزار تا منافع برای کشور دارد. اصلا از جهاتی ما مجبوریم برای آینده داشته باشیم. اگر ما نفت نداشتیم، اینها داشتند، به ما استکان استکان نفت میفروختند. آن هم با قیمت ناعادلانه و با منت و فشار. گاهی هم همان استکان را نمیدادند.
اینها میخواهند کنترل انرژی هستهای که انرژی آینده دنیا است، بطور کامل دست خودشان باشد. رقیبی جدا از خودشان نداشته باشند. چون با انرژی هستهای اینها فردا اقتصاد جهان را میتوانند کنترل کنند. بیخ خر هر دولت و ملتی را میتوانند بگیرند. وگرنه صنایعت فلج میشود. الان آب شور کشورهایی که مثل خود ما، کشورهای عربی و اکثر کشورهای دنیا، آب شور را بخواهند برای مصرف شهری شیرین بکنند با انرژی هستهای خیلی ارزان و راحت میشود. بدون آن اینطور نیست. خیلی سخت و گران است. بسیاری از بیماریها و سرطانها را فقط با پزشکی هستهای میشود به موقع تشخیص داد. خب ما همین الان دهها هزار، چند صد هزار بیمار سرطانی داریم. همهجا، اینجا هم هست. و اینها را با پزشکی هستهای زود میشود جلوی پیشروی سرطان و بیماریها را گرفت. جلوی مرگ و میر، جلوی دردها.
یک وقتی یک فهرستی بعضی پزشکان داده بودند من در همین شورای عالی انقلاب فرهنگی دیدم. میگفت چه مقدار درمان اختلالات خونی، چقدر بیماریهای صعبالعلاج، بیماریهای ژنتیک، تولید رادیودارو. میگفت حدود پانزده تا بیماری خاص که داروهای گران و کمیاب در دنیا دارد، همه اینها با همین انرژی هستهای ممکن است. برق هستهای که اصلا شما اگر نفت و هیچ انرژی نداشته باشید، اصلا با انرژی هستهای مشکل برق به هیچ وجه نخواهید داشت. در حوزه صنعت، ایزوتوپهای صنعتی. در حوزه کشاورزی، یک تحول در کشاورزی میشود ایجاد کرد. بذرهایی جدید با درآمد و منافع خیلی بیشتر و هزینه خیلی کمتر تولید کرد. بعضی از این محصولات کشاورزی را میشود ماندگار کرد که زود اصلا فاسد نمیشود. یعنی ده برابر عمر میکند. و از این قبیل.
و انرژی تو را دیگر کسی نمیتواند تهدید کند. قیمت نفتت دست بقیه است. نمیگذارند قیمت شما بالا و پایین کنید. حالا آنجا دیگر آن انرژی هستهای دستتان است و مسئله فقط نفت نیست شما... کارخانههای سیمان، فولاد، کارخانههای شیمیایی، ایجاد حرارت صنعتی برای کارخانهها. از بین بردن بسیاری آفات ژنتیکی در عرصه کشاورزی، در حوزه دامداری و تقویت بذرها که نژاد گیاهی ارتقا پیدا کند و از این قبیل. و استفادههای دیگری که بعدا میشود از آن کرد. این که حالا دانشمندان هستهای را در کنار فرماندهان سپاه آمدند نشان کردند، این شهید فریدون عباسی، شهدای جدید، این شهید تهرانچی که ایشان همکار ما در شورای انقلاب فرهنگی بود. این دوتا بزرگوار میگفت بیست سال است ما منتظر ترور هستیم. دو تا صحبت هم دارند. من خواهش میکنم بروید توی اینترنت فضای مجازی ببینید. یک صحبت شهید فریدون عباسی دارد. یک شهید تهرانچی. راجع به همین مسئله برجام و کارهایی که در دوره آن آقا در دهه قبل با اینها کردهاند و چقدر اینها را اذیت کردهاند و چقدر جلوی رشد علم هستهای و علوم هستهای را گرفتند. همانطور که جلوی کار موشکی را گرفتند.
من یک چیزی خواندم از همین شهید حاجیزاده و تیم اینها. میگفتند آن زمان چیز بودجه ما را نمیدادند و ما میرفتیم زمینهای سپاه را میفروختیم. با پولش میآمدیم این موشکها را بسازیم! به ارتش آمریکا، به پنتاگون دستور داد بروید پهپادهای ایران را مهندسی معکوس کنید. کپی بزنید. عین آنها پهپاد بسازید. گفت ما پهپاد میسازیم چند میلیون دلار و ناکارآمد. اینها پهپاد میسازند چهل هزار دلار و هرجا میخورد، ترتیب میدهد. یعنی آمریکا آمده پهبادهای ما را مهندسی معکوس میکند. ما سابقاً از روی اینها مهندسی معکوس میکردیم. حالا اینها آمدهاند. رسما این را ترامپ در صحبت عمومی علنیاش گفت. گفت این پهپادهای ایران خیلی خوب است. معلوم میشود مزه آن را چشیدهاند. دستور داد باید بروید از روی پهپاد ایران کپی کنند، عین آن را بسازید. ناتو اعلام کرد پهپادهای ایران - حالا ادعای آنها- پهپادهای ایران باعث شد که در اوکراین ناتو تلفات سنگین بدهد. موشکهای ایران توی اسرائیل خورد اینها آتشبس کردند. حالا خصوصا یک موشک میزدند، سه تا برج کامل را پایین کشیدند، ریخت. گفت ده تا از این موشکها بزنید، میشود یک بمب اتم. اصلا لازم نیست ما بمب اتم داشته باشیم. بمب اتم هم همین کار را میکند. میگفت یکی از این موشکهایی که ایران زد، موشک خیبرشکن بود یکی از این موشکها را روز آخر، فقط یک موشک زدند. چون آنها گفته بودند، اسرائیل، ایران گفته بود شما اول زدید، موشک آخر را ما باید بزنیم. آخرین شلیک را ما میکنیم. آنها هم قبول کردند که خیلی خب آخریاش شما بزنید. در دعوا دیدید میگوید آن آخری را من باید بزنم. قبول کردند. آن روز یک موشک فقط ایران فرستاد. همین یکی رفت و یکی از مهمترین مراکز اطلاعاتی و علمی و جاسوسی اینها را با خاک یکسان کرد. یعنی چند تا برج را با هم پایین آورد. خودشان گفتند ما چند صدتا زخمی دادیم. مثلا ده پانزده تا کشته! یعنی به لحاظ محاسبه، هیچ جای دنیا این را قبول ندارند. جایی که مثلا چند هزار زخمی داده، خودتان اعلام کردید سه هزار زخمی و مجروح داده، آن وقت پانزدهتا کشته دادید؟ حداقل پانصد تا کشته دادید. خب، آنها آمارشان را نمیگویند. آنها که کشتههایشان را تشییع جنازه نمیکنند. ما همه شهدا را تشییع جنازه میکنیم ما آمار مخفی نداریم. ولی آنها چرا؟ حالا خبر این است که آمریکا آمد گفت از پهپاد شاهد ۱۳۶ کپی کنید. پنتاگون اعلام کرد. کپی کردند. حالا کپی این پهپاد ایرانی را به نام پهپاد لوکاس زدهاند. ظاهر آن شبیه پهپاد ایران است. بعد یک شرکتی طراحی کرد و که یک سلاح ارزان، قابل اعتماد برای جنگهای آینده ساخت. پهپادهای انتحاری، یک بار مصرف. بعد از دیدن موفقیتهای استثنایی پهپادهای شاهد ایران بود. که اینها چقدر مفت، چقدر کارآمد درست میکنند و دستور داد به شرکتهای آمریکایی که از ایران الگو بگیرید. آن وقت خبری که تازه من توی رسانهها دیدم، آزمایش کردند، گفتند که بابا این فقط ظاهرش عین آن است. یعنی نه سرعت آن را دارد، نه دقت آن را و نه قدرت تخریب آن را دارد.
یک تعبیر این شهید سلامی دارد که خیلی قشنگ است. یادتان است شهید سلیمانی گفته بود من معتقدم فرصتی که در تهدیدها است از فرصتها بیشتر است. یعنی آنجایی که شما خیال میکنید وضع خوب است، پیروزی به دست آوردید، راحت، کمتر برای استفاده فرصت هست تا آن جایی که شما ضربه از دشمن خوردید، حالا فضا برای یک کار متقابل آماده میشود. هم انگیزهات بیشتر میشود، هم پذیرش افکار عمومی بیشتر میشود. یعنی شما ببینید اگر الان آمریکا، اسرائیل همین کار را نکرده بودند، ما فضا نبود که این همه موشک بزنیم توی اسرائیل برای اولین بار در عمر اسرائیل. اگر این کار را نشده بود، ما پایگاه آمریکا در قطر را که بزرگترین پایگاه او در منطقه است و یکی از چند پایگاه بزرگ جهانی اوست، ما که نمیتوانستیم بزنیم. نه افکار عمومی و دنیا اجازه میداد، نه خودمان این تصمیم را میگرفتیم. ولی وقتی او میزند، میگوید خب حالا پس میشود زد. بله سر شوخی را خودت باز کردی. شهید سلامی یک جمله از او خواندم که گفته من مشکلات و خطرات را هم نعمت خدا میدانم. میگوید خیلیها میگویند که آن جایی که ما پیروز میشویم لطف الهی است. آن جایی که شکست میخوریم، امتحان است. میگوید من همان جایی که ضربه خوردیم، من آن را هم لطف خدا و نعمت خدا میدانم. برای این که این ضرباتی که میخوریم، ما را بیدار میکند. این باعث میشود ما نخوابیم و چند برابر تلاش کنیم. من اینها را هم رحمت خدا میدانم. ما را تحریم مطلق علمی و تسلیحاتی کردند. هیچ کس به ما کمک نکرد. حالا توی صحبتش ایشان میگوید، این صحبت ایشان قبل از این جنگ دوازده روزه بوده است. میگوید او با آن فشارها باعث شد ما الان سلاحهایی ساختیم که نه آمریکا دارد، نه روسیه دارد و نه هیچ کشوری در جهان. این حرف شهید سلامی است. گفت این باعث شد ما این کار را کردیم. و الان به عنوان یک ادعای جهانی میگویم، هیچ کشوری جرات جنگیدن با ایران را ندارد. یعنی اعلام جنگ کند، بگوید وارد جنگ میشویم. اینجوری ترور میکنند، اینها ترور کردند. ترور بکند و چهار تا موشک بزند. بعد هم که چهارتا میخورد، بگوید خیلی خب بس است. این که جنگ نیست. اگر میتوانید کاری که در عراق کردید، در افغانستان کردید، در سوریه کردید، بیایید اینجا بکنید. ایشان میگوید که هیچ کشوری در جهان نمیتواند با ایران وارد جنگ بشود چون شکست خواهد خورد و ما سلاحهایی داریم که خب در زمان خودش میآید.
جالب است، این رئیس جمهور چین هم به وزیر خارجه ایران میگوید تحریمها شما ایرانیان را خیلی قوی کرده است و به شما یاد داد چگونه یک ملت بسازید و ما هستیم که در کنار شما آینده را بسازیم. یعنی این باعث شده دنیا، شرق و غرب همه که از آمریکا و اسرائیل و اینها میترسیدند، هیچ وقت جرات نمیکردند علیه اسرائیل و علیه آمریکا یک کلمه حرف بزنند. الان مستقیم همهشان علیه اسرائیل حرف میزنند. اصلا زبان دنیا باز شد. خطهای مهمی برای اولین بار شکسته شد.
این جنگ دوازده روزه مرحله سوم، فاز سوم همان جنگ هشت ساله علیه ما بود. دو طرف جبهه را شما نگاه کنید، همانها هستند. اول انقلاب در داخل جنگ تجزیهطلبانه و تروریسم شروع شد. چه کسی بود؟ منافقین بودند و کومله و دموکرات و اینها بودند. اینها بیست و چند هزار ترور کردند. الان اینها کدام طرف هستند؟ طرف آمریکا و اسرائیل هستند. دیگر چه کسی بود؟ صدام عراق حمله کرد. کشورهای خلیج فارس میلیاردها پول آن را دادند. مصر و اردن و کجا و کجا و سودان و اینها سرباز میفرستادند. زمان جنگ بچههای ما از 20- 30 کشور اسیر گرفتند. حکومتهاشان وابسته هستند. مزدور در جنگ میفرستادند. جنگ جهانی بود. فقط بدون بمب اتم. همه این آمریکا و انگلیس و فرانسه و روسیه کمونیستی، اینها همه کنار صدام بودند. بعضی بیشتر، کمتر. سیم خاردار هم به ما نمیدادند. ما عملیاتهایی دیدیم که کل تجهیزات، مثلا در خیبر ما، بچههای ما خب رد شدند، آن ور دجله، مجنون، شرق دجله رفتند. سلاح سنگین ما دوشکا بود. دوشکا یک تیربار است که زود هم از کار میافتاد. هیچ چیز نداشتیم. یادم است در پاتک دشمن زیر بمباران شیمیایی دنبال فشنگ کلاش میگشتیم. در عملیات بدر، جاده بصره-بغداد، در والفجر ۸ ما، بچههای غواص بودیم ما از اروند میخواستیم رد شویم. فرمانده ما که بعدا شهید شد، گفت برادرها یکجوری تیر بخورید که این لباس غواصی سوراخ نشود. چون تحریم هستیم. اینها را با بدبختی گیر آوردیم یکی یکی. ۷۲ ساعت زیر بمباران شیمیایی ایستادیم. خب، آن سبک جنگیدن بعد به لبنان، حزبالله، به غزه، حماس رفت. فلسطینیها و لبنانیها که قبل از انقلاب اینجوری نبودند. ایرانیها هم قبل از انقلاب اینجوری نبودند. همه اهل تمکین در برابر ظلم بودند. این امام(ره) و اسلام آمد اصلاً عوض شد. اصلا کسی در دنیا اینجوری حرف نمیزد، اینجوری نمیجنگید. امام و انقلاب این کار را کرد. اینها در این 10- 15 سال به ده تا کشور حمله کردند. به عراق، افغانستان، یمن، لیبی، سوریه، لبنان، غزه، سودان، سومالی. در این 10- 20 سال به ده کشور مسلمان حمله کردند. برای چه به ایران جرات نمیکنند؟ حمله زمینی، این کاری که با بقیه کشورها کردند، با ما جرات نمیکنند. همین الان هم که امتحان کردند، خودشان سریع کنار کشیدند. البته ادامه خواهند داد. ترور بکنند و فتنههایی بکنند ولی حالا این طرف هم انشاءالله آماده هستند.
در سوریه هم جبهه مقاومت شکست نخورد. خیانت کردند. یک عدهای هم ترسیدند. توی غزه و لبنان جنگ بود. اولا همه ترورها را بعد از آتشبس کردند. اینها اینجور خائن هستند. در لبنان آتشبس شد، سیدحسن را زدند. در غزه آتشبس شد، یحیی سنوار را زدند. اینها اینجوری هستند.
قرآن میفرمود اینها اصلا به هیچ قول و قرارشان پایبند نیستند. آن وقت همان روزی که آتشبس شد، بچههای حزبالله همه درگیر اسرائیل بودند. یادتان است تا آتشبس اعلام شد، یک ساعت نشد اینها از ترکیه و اردن ریختند. اصلا کسی جلوی آنها نبود. سیدحسن هم از مدتی قبل هی گفته بود که اذیت میکنند. گفتند اگر شماها نباشید، اینها کمتر اذیت میکنند. نیروهای ما دیگر آنجا نبودند از مدتی قبل رفته بودند عده خیلی کمی مستشار بودند و الا نیروها رفته بودند. این حزبالله درگیر اسرائیل بودند. چند بار خواستند که شما اجازه بدهید که این نیروهای جبهه مقاومت از سوریه هم همزمان عملیات کنند. جولان را میتوانند بروند قشنگ بگیرند. میترسیدند میگفتند نه نمیشود اینها بعد میآیند سوریه را میگیرند. خب اینجوری آمدند گرفتند. از پشت جبهه بود. ترکیه و چند تا کشور عربی با هماهنگی کامل با آمریکا و با اطلاع اسرائیل بود.
خب حالا سوریه چه شد؟ آنقدری که سوریه را زمان این تکفیریهایی که به اصطلاح حالا کراوات بستند، کوبید اسرائیل در تاریخ نکرده بود و جرات هم نمیکرد. قویترین ارتش عربی منسجم کلاسیک، سوریه بوده است. اصلا تنها کشور عربی که خیانت نکرد، اسرائیل را به رسمیت نشناخت، سوریه بود. گرچه اینها اسلامی نبودند، سکولار هستند. بعثی هستند ولی بعثی نه از نوع بعثی صدام. آمریکایی و اسیرائیلی نبودند، البته اسلامی هم نبودند. ولی بالاخره جزو جبهه مقاومت بودند. میدانید در جنگ هشت ساله هم فقط سوریه به ما کمک میکرد. فقط سوریه به ما موشک داد. قذافی هم یک مدتی داد، بعد دیگر رفت.
الان مقصود این است که همین دفعه باز آمدند گرفتند. یک عدهای رفتند جلوی دروزیها را بگیرند. چون اسرائیل عملا دارد تکهتکه سوریه را میگیرد. سوریه تقریبا تجزیه شده است. یک تکه آن دست اسرائیل و عوامل اوست. یک تکه آن دست ترکیه است. یک تکه آن دست کردهاست که با آمریکا کار میکنند. یک بخشهای بیابانی آن هم تیپهای داعشی هستند که اخیرا آنها هم حتی با آرم آمدهاند. چون اینها هم با هم اختلاف دارند. با همدیگر درگیر خواهند شد. یک بخش آن مستقیم پایگاه آمریکایی است. عملا سوریه تجزیه شده است. این دفعه هم که آنها را زدند، اینها رفتند شهر را گرفتند، بعد فکر کردند تمام شد. اسرائیل زد. فوری جولانی اعلام کرد ما قصد جنگ با اسرائیل نداریم. رسما در تلویزیونشان گفت ما به جای جنگ با اسرائیل، به فکر توافق هستیم. حملات اسرائیل را از طریق قانونی پیگیری میکنیم. یعنی به سازمان ملل میگوییم مثلا به اسرائیل بگویید که حمله نکند! چون یک بار گفت ما با اسرائیل دشمن نیستیم. ما فقط با ایران و حزبالله دشمن هستیم! این را صریح گفتند! این تکفیریها فوری از نقش آمریکا تشکر کرد. از آمریکا و از ترکیه. ترکیه و عربستان او را به دستبوسی ترامپ بردند. دیدید که همه اینها در همین چند هفته گذشته اتفاق افتاد. اینها همانهایی هستند که این یارو دو من ریش گذاشته بود، عمامه بسته بود. رهبر داعش، از القاعده هم آمده بیرون بود. اینها القاعده را هم تکفیر میکردند. میدانید این داعشیها طالبان و القاعده را هم میگویند اینها کافر هستند! فقط شیعه نیست اینها هم مشرک هستند. اینجوری هستند. ولی اسرائیل و آمریکا مشرک نیستند! همانطور که این شیعه لندنیهای ما میگویند راهپیمایی روز قدس حرام است، شرکت نکنید. یهود و سنیها همدیگر را بزنند به درک! همانطور این تکفیریها، داعشیها هم از آن طرف همین را میگویند. میگویند حزبالله با شیعه، حزبالله و ایران از اسرائیل برای ما بدتر هستند. «اللهم اشغل الظالمین بالظالمین». اینها همدیگر را بکشند، به ما ربطی ندارد. کمک به اینها حرام است. اینها رافضی هستند. دشمن اسلام و سنت هستند. اینها میگویند این قرآن، قرآن واقعی نیست. به ناموس پیامبر فحش میدهند. اصحاب پیامبر را فحش میدهند. امامهایشان را از پیامبر بالاتر میدانند. میروند امامهایشان را در حرمها سجده میکنند. اینها شریعت را تغییر دادهاند. اینها مردهپرست هستند و... از این حرفها. کسی هم متاسفانه به اینها درست جواب نمیدهد.
یکی از ضعفهای بزرگ ما این است که همین اتهاماتی که به شیعه میزنند، شیعه لندنی هم عملا دارد به اینها کمک میکند، اینها را تایید میکند. جواب درستی نمیدهد. واجب است بین این همه شبکههای ماهوارهای تکفیری ضد شیعه و شیعه لندنی که میآید در تلویزیون شروع میکند مثلا علنا فحشهای ناموسی میدهد و فحشهای زشت، فحشهایی که این فحشها خلاف شرع است. یک پروژه دوتاییشان کمک میکنند. هر دو دارند کمک میکنند مذاهب اسلامی علیه کفر متحد نشوند و به جان هم بیفتند. یک شبکه ماهوارهای تقریبی نداریم. من ندیدم، نشنیدم. هست؟ شما خبر دارید؟ یک شبکه ماهوارهای که کارش تقریب مذاهب باشد. یعنی آنها هی برمیدارند اختلافات شیعه و سنی را در کلام و عقاید، در فقه، در حدیث، در تاریخ هی میگویند. یک شبکه ماهوارهای بیاید مشترکات اینها را بگوید. یعنی احادیثی که شیعه و سنی قبول دارند. فتواهایی که شیعه و سنی خیلی نزدیک به هم هستند.
این جولانی آن زمان میگفت که ما سوریه را که بگیریم، ما میرویم بیتالمقدس را آزاد میکنیم. نه این رافضیها. اینها دروغ میگویند. اینها فقط در عراق و سوریه مسلمانکشی و سنیکشی میکنند! ما میرویم این بیتالمقدس را آزاد میکنیم. وقتی که آمد گرفت، گفت ما اصلا با اسرائیل جنگ نداریم. دشمن ما فقط حزبالله و ایران بودند. بعد هم از آمریکا و ترکیه تشکر کرد. همین الان قضیه هنوز تمام نشده است. آن شهر از سویدا تقریبا از سوریه عملا جدا شد. میگویند بله شد. شنیدید که الان یک کریدور و دالان زمینی طراحی کردند. برنامه در سوریه ادامه دارد. بعد در عراق است و میخواهند به لحاظ مرزی وصلش کنند از طریق آن منطقه کُردها که بخش مهمی از آن دست آمریکا و اسرائیل است. یک راهرو، یک دالانی باز میکنند. هم به لحاظ اقتصادی، هم به لحاظ نظامی به مرزهای ما. یعنی در برنامهشان اینها است. آذربایجان کامل دست اسرائیل و آمریکا است.
شنیدید در این حرکات، همین جنگ دوازده روزه هم، پهپاد و حتی موشک از طریق آذربایجان آمدند زدند. در سوریه جبهه مقاومت شکست نخورد. در سوریه ضعف حکومت اسد و ارتش او که اینها دیگر ایدئولوژیک نیستند که بخاطر خدا بجنگند. مثل حماس و حزبالله و انصارالله نیستند که یک مدت زیادی در جنگ باشند و هی ادامه ده - بیست سال ادامه بدهند. بعد حقوقهای آنها کم است. به آنها نمیتوانستند حقوق بدهند. از آن طرف با او تماس میگرفت، ده برابر حقوقی که اینها نمیدادند، او ده برابر را یکجا میداد. پولهایی که کشورهای عربی میدادند. خیلیها را اینها با پول خریدند و رسانه و تبلیغات کردند تا این اتفاقات افتاد.
خب، من خواستم عرض کنم که این قضیه جنگ دوازده روزه نبود. جنگ بین دو تا کشور نبود. این جنگ، نمادین و سمبلیک برای سرنوشت یکی دو قرن آینده کل کره زمین است. و جنگ اسلام و کفر است. وقتی امیرالمومنین(ع) در جنگ خندق جلوی عمربنعبدود رفتند پیامبر چه فرمودند؟ فرمودند که «برز الایمان کله إلى الشرک کله». اینها دو نفر هم دارند با هم میجنگند اما دو نفر نیستند. کل اسلام و کل کفر الان اینجا با هم میجنگند و هر کدام پیروز بشوند، سرنوشت اسلام و کفر را تعیین میکنند.
میدانید در جنگ احزاب این کاری که حضرت امیر کردند و چند نفر دیگر را زدند، باعث شد دشمن ترسید و اصلا جنگ نشد و عقب رفتند. اینجوری است. ببخشید.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
هشتگهای موضوعی